زخم شمشير/خورخه لوئيس بورخس /برگردان: احمد ميرعلائي
خورخه لوئیس بورخس (به اسپانیایی: Jorge Luis Borges) (۱۸۹۹ - ۱۹۸۶) نویسنده، شاعر و ادیب معاصر آرژانتینی. وی از برجستهترین نویسندگان آمریکای لاتین است. شهرت او بیشتر به خاطر نوشتن داستان کوتاه است. یکی از مشهورترین کتاب های او، داستان (۱۹۴۴)، گلچینی از داستان های کوتاه بورخس به انتخاب خودش است که مضامینی همچون رویاها، کتاب خانه ها، آیینه ها، حیوان ها، فلسفه، دین و خدا را می توان حلقه اتصال این داستان ها دانست.
جاي زخمي ناسور چهرهاش را خط انداخته بود. جاي زخم به شکلِ هلالي، رنگ باخته و تقريباً کامل بود که شقيقه را از يکسو به گودي نشانده بود و گونه را از سويي ديگر. دانستن نام حقيقياش بياهميت است. در «تاکارم پو» همه او را انگليسي «لاکالارادبي» مي ناميدند. «کاردوزو» که مالک سرزمينهاي آنجا بود و خوش نداشت محل را بفروشد، برايم تعريف کرد که مرد انگليسي بحثي پيشبينيناشدني را به ميان کشيده و براي او داستان مرموز جاي زخم را گفته است. مرد انگليسي از جانب مرز آمده از «ريو گراند روسل».عدهاي هم بودند که ميگفتند در برزيل قاچاقچي بوده. در آنجا پرورشگاه گلهاش از رونق ميافتد، چاهها ميخشکند و مرد انگليسي براي آنکه دوباره کار و بارش رونق بگيرد، شانهبهشانه کارگرانش کار ميکند. ميگفتند سختگيري او تا حد ظلم پيش ميرفته، اما به حد افراط آدم منصفي بوده. ميگفتند در شرابخوري کسي به پايش نميرسيده.
«جان بارت» ، متولد ۱۹۳۰، يكي از مهمترين نويسندگان زنده نيمه دوم قرن بيست آمريكا به حساب ميآيد. اين نويسنده با انتشار 18 كتاب از جمله «شيمرا» و «گمشده در شهربازي» جايگاه ويژهاي را در جامعه ادبي آمريكا به دست آورده است. «توسعه» جديدترين مجموعه داستان اين نويسنده است كه در سالهاي پاياني هفتاد سالگي و در آستانه هشتاد سالگي اين نويسنده منتشر شده است. داستانهاي اين مجموعه همگي در منطقه مريلند آمريكا ميگذرد و از نظر درونمايه شباهتهاي زيادي با يكديگر دارند. وقتي بارت در سن بيست و چهار سالگي و در دههي پنجاه ميلادي، تصميم به نوشتن «اپراي شناور» گرفت، ادبيات روز آن موقع آمريكا به شدت تحت تاثير نوشتههاي نويسندگاني موسوم به نويسندگان «نسل گمشده» بود. «ارنست همينگوي» نامآورترين نويسندهي «نسل گمشده»، دقيقا در بيست و چهار سالگي «بارت» نوبل ادبيات را از آن خود كرد و «ويليام فاكنر» كه بيست سال پيش از آن، «خشم و هياهو» و «گور به گور» را نوشته بود، اسطورههاي نويسندگي آن روزهاي زندگي «بارت» بودند. «جان بارت» در چنين فضايي شروع به نوشتن رماني كرد كه با جريان غالب ادبيات آن روز آمريكا تفاوتهاي بسياري داشت. «بارت» پيش از نوشتن «اپراي شناور» بارها دست به قلم شده و داستانهاي ناموفقي نوشته بود و هيچكدام را در قالب كتاب مستقلي منتشر نكرد، تا آنكه «اپراي شناور» را بعنوان نخستين اثر ادبياش راهي بازار كتاب كرد. رمان «اپراي شناور» نوشته «بارت» اولين كتابياست از اين نويسنده به همت «سهيل سمي» به فارسي ترجمه و توسط «نشر ققنوس» منتشر شد
اِدگارآلِن پو (به
برنارد مالا مود Bernard Malamud (۱۹۸۶-۱۹۱۴)
جان چیور (به
آن بیتی درسال ۱۹۴۷در واشنگتن دی سی به دنیا آمد.تنها فرزندخانواده بود و این گرچه باعث شددرون گرا شود اما دوره ی نوجوانی شادی داشت و دخترزرنگ و باهوشی بود.بیتی داستان هایش راباطرح و نقشه ی قبلی آغازنمیکرد –هنوزهم نمی کند- و دقیقا نمی داندکجا می خواهدبرود.نه خلاصه ای ،نه نقشه ای و نه هیچ چیزدیگر. او می گوید:"احساس می کنم ازنظرجسمی چنین چیزی برایم ممکن نیست.اگر درداستان لحظه ی غافل گیری و شگفتی برایم وجود نداشته باشد،تصورنمی کنم ادامه ی کاربرایم ممکن باشد."
جان هویر آپدایک (به
آلیس مونرو یکی از بزرگترین داستان کوتاه نویسان معاصر است، این بانوی نویسنده 70 ساله تا کنون چندین و چند مجموعه داستان کوتاه از جمله «رقص سایههای شاد»، «زندگی دختران و زنان»، «فکر کردی کی هستی؟» و «فرار» را نوشته است.او برنده جایزه پن/مالامود، جایزه حلقه منتقدان کتاب ملی، جایزه اوهنری و جایزه بینالمللی بوکر بوده است. از این نویسنده داستانهای مختلفی به صورت پراکنده به فارسی ترجمه شده است. مژده دقیقی مجموعه داستان «فرار» او را به فارسی ترجمه و انتشارات نیلوفر آن را منتشر کرده است.
توبیاس وولف سال ۱۹۴۵ در
هنری چارلز بوکفسکی (به
نامه ها. سید علی صالحی. خسرو شکیبایی